در عمق اعتکاف فریبنده ی نیاز
مسحور اغتشاش تمنا و امتناع
لغزید در نقب صدایی مجرد.
و نور ؛
شاید حزین و گرم
بارید در میانه ی افکار لَخت لَخت.
تر می خزد در لابه لای کنکاش
تا از امواج صدا ؛
دستی برویاند ؛
تعبیر خوابهای بی تشویش.