قدحی در کشید به رسم دیرین
ساکن و پیوسته با اطراق کاروان
زدودن فلس های تکرار ؛
دستاویزی است نشاط انگیز برای ساری زندگی
و تن
حیات را نشخوار می کند مکرر
قدحی در کشید به رسم دیرین
با بوی نان داغ و مخمل عشقبازی
و گاهی تکه نانی میسر می شود
از برکت لبهایی ملتهب
و برشته می شود
از زیارت و سودن تنور سینه هایی پر شرر
دستهایش هماره
نان و عشق را در طلب است.
قدحی در کشید به رسم دیرین
تا خرد را ذبح کند
در سرسرای عمارت آئین و خرافه عرب
بی تعمق و تامل
و غسلی دهد اندیشه را از بدعت
قدحی در کشید به رسم دیرین...


