
چه کسی باور داشت
سهمش از اینهمه رنگ
خواب تاریک پرستو باشد؟!
چه کسی باور داشت
رقص پروانه و نور مهتاب
همه از بی کسی و غربت یک مرغ مهاجر باشد ؟!
چه کسی باور داشت
نیمه شب زمزمه ی آبی آن ابر کبود
خبر از بارش دلتنگی برگی باشد؟!
چه کسی باور داشت
در به هم کوفتن باد سیاه
زنگ بیداری چشمان خمارش باشد؟!


