انگشتت را بگذار بر حدقه ی چشمان کنجکاو ت و با تمام نیرو فشار بده ...
چشمانی که سالهاست 
حیات خانه همسایگان را می چرد
به دنبال افتادن حتی برگ زردی از درخت همسایه می دود
و از سارها و کلاغها و گنجشکهایش افسانه ها می سازد
ساکنان باغچه ی همسایه خطا کارند .
تو بهترینی!!!!
یک پنس داری ویک ذره بین و یک دنیا حرف و حدیث
شاد باش!!!!
باشد که زمانی کنجکاوی دیگری روحت را ذره ذره کنکاش کند .
ولی همچنان انگشتت را فشار بده ..............................
پ.ن.۱ ) گویا عکسم مورد اخلاقی داشته و فیلتر شده.حیف ! عکس محشری بود ! اگه فیلتر شکن داری حتما ببینش. اینم لینک عکس بدون فیلتر شکن هم می شه دید.
پ.ن.۲ ) از اونجا که اصولا متن هام برای خواننده هایی که شناختی رووم ندارن مبهم و گنگه (و این از ضعف نویسندگی من و احساسات عجیب غریبم ه) لازمه علیرغم میل باطنی ام توضیح بدم: چشمانی که مدام بدنبال موشکافی در کار و زندگی دیگران و غیبت و تهمت هست از حدقه بیرون بیاد بهتره ...اینو گفتم که سو تفاهمی پیش نیاد .
پ.ن.۳ ) چرا من اینقدر بد می نویسم!!!


