خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

چه قورباغه باشی چه قناری

چه بزمجه باشی چه قاطر

چه اهمیتی داره ؟

                   اگه قرار باشه

      2دقیقه دیگه ریق رحمت رو سر بکشی .

مهم اینه که تو همین دو دقیقه از همونی که هستی راضی باشی .

 

چشمک ستارگان را به یاد داری ؟

آن هنگام که پاییز؛ بهار زندگیمان شد ،

و ما

چه سبکبال از کوجه باغ ساکت و قدیمی گذر کردیم ،

آوای خش خش برگهای خسته چنان در زیر گامهامان دلنشین بود

که نه آمدن خورشید و گرمایش را حس کردیم

و نه رنگ باختن آسمان نیلی ونه تلالو قرص کامل ماه را.

چه نیازی به خورشید و ماه ؟

آن زمان که نیازت را در خاطرات نخ نما و رنگ و رو باخته جستجو نمی کنم

چرا که گرمای وجودت و نوازش نگاهت در عمق روحم جاریست .

چشمک ستارگان را به یاد داری ؟

حتی آن هنگام که بهار ؛پاییز زندگیمان شد ،

 آسمان، بی رنگ

و من تنها

جزئی از کوچه باغ پاییزی ام شدم .

آیا ستارگان چشمک زن

به کوچه باغ بهاری تو نیز سر می زنند ؟

طنین نوای سکوت گیتارم                            تنیده در تن شبهای تب دارم

نگاه خسته ی این قاب تکراری                      نشسته بر دل و این روح بی تابم

هزار قافله ار سر زند به این خانه                   هنوز در پی آن دیدگان بیمارم

شراب غمزه ی آن طاق ابــــرویش                  کشاند این دل شیدا به کوه فرهادم

دمی طمع خام نبردم به کام دلدارم                که این طمع هوس است و دیگری جانم

رسید مژده که سرمی رسد شب هجران         تمام عمر برفت و هنوز هم پریشانم


چند روزی می شه که سرم خیلی خیلی خیلی شولوغه.روزی ۵ تا کلاس دارم.به خاطر همینه که دیر آپ می کنم.و لی سعی می کنم به دوستای خوبم سر بزنم .

چند روز دیگه ماه رمضان میاد .دوست دارم امسال روزه بگیرم.البته اگه حجم کار اجازه بده.

انتظار چیز بدی ه .ازش متنفرم.همیشه هم گریبانم و میگیره.می گن مار از پونه بدش میاد ؛در خونه اش سبز می شه.حکایت منه.

همیشه چتر قرمز منو بر میداشت؛ خودش یه چتر آبی داشت.

همیشه از اینکه چتر قرمز رو اون بر میداره ازش دلخور بودم.

اون روز هوا بارونی بود.

صبح که از خواب بیدار شدم دیدم باز هم چتر قرمزمو برداشته.

با عصبانیت چتر آبی اش رو برداشتم و تا سر کوچه دنبالش دویدم.

دیدم چترم تو دستشه.

با سرعت چترم رو از تو دستش قاپ زدم.

چتر آبی خودشو پرت کردم جولوش.

... وقتی رسیدم خونه دیدم چتر قرمز سوراخ بوده!

(ناشناس)

آقا عجب شری شد این عکسی که دیشب اینجا گذاشتم!

بعضی ها چرا اینقدر با خودشون و غریضه شون و احساسشون و...غریبه ان؟!!!!!!!!!

من که نمی فهمم!

     اونقدر احساس و عشق و  نیاز و خواسته ها مون رو تو دلمون خفه کردیم که بخدا حناق گرفتیم.

خدمت خواهرا یا برادرای گرامی که به اون عکس مستهجن(اگه هک نشده باشم یا فیلترم نکرده باشن) ایراد وارد کردند وفرمودند جوونای مردم تحریک میشن عرض کنم که:

۱)بچه هایی که میان اینجا مثل خودتون(دور از جونشون)چشم پاکن.

۲)من خودم شخصا شناسنامه های این دو نفر رو که عکسشون رو ملاحظه فرمودین چک کردم؛زن و شوهرن(پس ایراد شرعی هم نداره)

۳)بابا ولم کنید؛صبح تا شب؛ شب تا صبح ملت دارن تو سایتها و بلاگها شون عکسای گلاب به روتون بی ناموسی می ذارن؛هیچکس هم نمی گه بالای چشمتون ابروه!

۴)هر کی بدش میاد نگاه نکنه.اصلا کی به شما گفت تشریف بیارین تو؟(من الان کاملا به اعصابم مسلتم.

۵)....

پنجمیش رو خودم سانسور کردم(تو دلم گفتم).

     می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب               بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند.

   1      2    >>